X
تبلیغات
ماشین
 
عکس ماشین و مطالبی در باره ی ماشین های مختلف
 

آئودی R8 5.2 FSI به تازگی در نمایشگاه خودروی دیترویت رونمایی شد . البته اطلاعاتی که تا این لحظه در مورد این خودرو منتشر شده بود چندان زیاد نبود ولی به تازگی اطلاعات کامل تری از این سوپراسپرت جذاب به خبرگزاری های خودرویی راه پیدا کرده که بد نیست آن ها را مرور کنیم .

پس از موفیت قابل توجه R8 شرکت آئودی دست به کار شد تا گونه ی قدرتمندتری از این ابر اتومبیل را روانه ی بازار کند . اولین و مهم ترین تغییر صورت گرفته در نظر گرفتن یک موتور 2/5 لیتری 10 سیلندر با قدرت 525 اسب بخار می باشد . این پیشرانه که توانایی تولید 530 نیوتون متر  ( 390 پوند فوت ) را داراست از سیستم تزریق مستقیم سوخت به سیلندرها سود می برد .

برای افزایش قدرت ضریب تراکم موتور به 1 : 5/12 افزایش پیدا کرده است . چرا که با زیاد شدن این ضریب مخلوط هوا و سوخت فشرده تر شده که می توان قدرت بیشتری از آن گرفت . البته این کار نیاز به استفاده از بنزین با اکتان بالا دارد و مطمئنا R8 5.2 با بنزین ایران ناسازگار است .

سیستم روغن کاری خشک که در خودروهای مسابقه ای مرسوم است برای روانکاری اجزای مکانیکی R8 5.2 FSI در نظر گرفته شده است تا در تمامی شرایط و تحت فشارهای گوناگون ( حتی در فشار 2/1 جی ! ) عملکرد خود را حفظ نماید .

میانگین مصرف سوخت R8 5.2 FSI با این موتور غول پیکر تنها 7/13 لیتر در صد کیلومتر است !

از لحاظ توانایی های حرکتی این خودرو می تواند ظرف مدت 9/3 ثانیه از حالت سکون به سرعت صد کیلومتر در ساعت برسد . حداکثر سرعت 316 کیلومتر در ساعت نیز برای این سوپراسپرت چندان دور از دسترس نیست .  جالب است بدانید که حداکثر دور موتور مجاز این خودرو 8700 دور بر دقیقه است !! که در دور 8000 حداکثر قدرت و در دور موتور 6500 بیشینه ی گشتاور به دست می آید .

برای این خودرو دو نوع گیربکس شش سرعته ی دستی و R tronic در نظر گرفته شده است که در گونه ی دوم می توان دنده ها را از روی دکمه های قرار گرفته بر روی فرمان نیز تعویض کرد .

سیستم چهار چرخ متحرک " کواترو " در R8 5.2 FSI نیز به چشم می خورد . این سیستم توانایی انتقال قدرت به هر چرخ را داراست ولی به طور کلی تمایل آن انتقال نیرو به چرخ های عقب است .

تقسیم وزن 44 به 56 برای یک سوپراسپرت موتور وسط رقم مناسبی است . ضمن این که فنربندی بازنگری شده ی این خودرو نیز می تواند به وسیله ی کمک فنرهای مغناطیسی خود سواری جذابی را ارایه کند .

آئودی برای کاهش وزن از ماده ی AFS و آلومینیوم در ساخت بدنه استفاده کرده است به همین دلیل است که R8 با گیربکس شش سرعته ی دستی تنها 1620 کیلوگرم وزن دارد .

از لحاظ طراحی اگرچه تغییرات خاصی روی نداده است ولی استفاده از چراغ های تماماً LED در بخش جلو و در نظر گرفتن رینگ های 19 اینچی ابهت خاصی را به R8 ارزانی داشته است .

آئودی R8 5.2 FSI در سه ماهه ی دوم امسال با قیمت پایه ی 142400 یورو وارد بازار کشور آلمان می شود .

  نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 11:58  توسط امیر محمد  | 

درج خبر معرفی کانسپت جدید ب ام و ; گران توریسمو سری پنج بسیاری از علاقمندان را به تکاپو انداخت . همگی مشتاقانه بر روی  فایل های مربوط به تصاویر و اطلاعات این خودرو کلیک کردند . اما چیزی که در مقابلشان قرار گرفت آن چیزی نبود که در ذهنشان نقش بسته بود !"

اجازه بدهید به دور از هر گونه تعصب و غرض به بررسی فلسفه ی طراحی این کانسپت بپردازیم . مدتی است که سبک جدیدی بر طراحی ب ام و حاکم شده است . سبکی که نمی توان به درستی آن را مربوط به آقای کریس بنگل که اخیرا شرکت ب ام و را نیز ترک گفته اند دانست یا آدریان فن هایدونک که پس از رفتن آقای بنگل اینک مدیریت طراحی کل گروه ب ام و ( شامل ب ام و - مینی و رولزرویس ) را بر عهده دارند دانست . اما این سبک جدید چیست ؟

چیزی که به وضوح در مدل های جدید ب ام و ( به خصوص در سری هفت جدید ) دیده می شود برجسته بودن چلوپنجره است . در حقیقت هدف طراحان این بوده است که با برجسته کردن این بخش شخصیتی پرابهت را به خودرو ببخشند ولی انجام این عمل موجب شده تا شکل چراغ ها فرورفته شود و وضعیت نابه هنجاری به وجود بیاید .

یکی از مزیت های محصولات ب ام و در طول این سال ها این بوده است که مدل های مختلف به جز فرم کلیوی جلوپنجره ها شباهت دیگری به یکدیگر ندارند . همین امر موجب می شود که هر خودرو و هر مدل جذابیت خاص خود را داشته باشد و به آسانی از انواع دیگر تشخیص داده شود . ولی اجرای این سبک طراحی جدید شباهت بین مدل ها را افزایش می دهد .

یکسان سازی تقریبی شکل چراغ ها از دیگر معایب این سبک جدید طراحی است . در حالی که در اغلب مدل های ب ام و که از سال 2004 تاکنون معرفی شده اند سبک چراغ ها مورد پسند اکثریت افراد قرار گرفته است ; در چند مدلی که اخیرا رونمایی شده اند اکثریت افراد طرح آن را نمی پسندند !

بی شک زیبایی امری سلیقه ای است و هیچ گاه نمی توان در مورد زیبایی یک شی نظر قاطع داد . اما مواردی هستند که به طور فطری اغلب انسان ها به آن پاسخ یکسان می دهند . اکثریت افراد در مورد سری پنج نظر مساعدی دارند و طرح آن را می پسندند ولی آیا در مورد کانسپت های X1 و گران توریسمو نیز این گونه است ؟ 

مورد دیگری که به تازگی در محصولات ب ام و باب شده طرح شیب دار و نوآورانه ی سقف است . آغازگر این سبک طراحی در ب ام و  آقای  " پیر لکرک " بود که مسئولیت طراحی بدنه ی X6 را برعهده داشت . بی شک نتیجه ی این کار که ترکیب کردن یک خودروی کوپه با SUV بود زیبا و جذاب درآمد و در نمایشگاه فرانکفورت غوغایی به پا کرد . اما گران توریسمو که بر مبنای سری پنج ساخته شده می تواند همان موفقیت ها را تکرار کند ؟

طول پنج متری این خودرو تنها چند سانتی متر از سری هفت کوتاهتر است ! و ارتفاع 155 سانتی متری آن از X6 کوتاهتر است . در حقیقت این کانسپت معجونی از سری هفت و پنج و X6 محسوب می شود !

در نمای جلو همان موارد ذکر شده در ابتدای مقاله به چشم می خورد . چراغ های جلو شباهت آشکاری با سری هفت جدید و کانسپت X1 دارند . بخش کدر بالای شیشه ی چراغ که برای اولین بار در سال 2007 و توسط کانسپت CS به نمایش گذاشته شد در این مدل نیز به چشم می خورد .

در نمای عقب به وضوح شباهت ها به اس یو وی های ب ام و بیشتر می شود . البته طرح این قسمت دارای نقاط قوت به مراتب بیشتری است ولی یک طرح جدید را ارایه نمی کند .

پایان سخن :

اگر چه کانسپت جدید ب ام و آن طور که باید نظرها را به خود جلب نکرد ولی باید اذعان کرد که ایده ی کلی طراحی خودرو ارزشمند است و دقت به کار گرفته شده برای شکل دادن خطوط بدنه و فرم سقف قابل ستایش است . اما باید به این نکته توجه داشت که در سال 2002 هنگامی که نسل جدید سری هفت رونمایی شد نیز جنجال عظیمی به وقوع پیوست و بسیاری سبک طراحی جدید ب ام و را محکوم کردند . اگرچه خرج کردن چنین جسارتی توسط آقای بنگل منجر به قربانی شدن طرح سری هفت گردید و این خودرو را تا زمان معرفی نسل جدیدش در سال گذشته نتوانست شکل مناسبی پیدا کند ( البته در مورد مناسب بودن طرح نسل جدید سری هفت نیز جای سخن بسیار است ! ) ولی مقدمه ای بود تا مدل های موفقی چون سری پنج و سری شش را راهی بازار نماید .

  نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 11:56  توسط امیر محمد  | 
در سال 2008 تولید مرسدس بنز SLR رودستر که یکی از سریع ترین خودروهای این کمپانی بود متوقف شد اما مرسدس بنز بلافاصله برای پر کردن جای خالی SLR در بین خودروهای تولیدی خود نسل جدید از خودروهای ای ام جی خود را به جهانیان معرفی نمود این خودرو Mercedes-Benz SL65 AMG Black Series نام داشت که در عین زیبایی چشم گیر از سرعت بالای 320 کیلومتر در ساعت نیر بهره میبرد .

جالب است بدانید که کیت AMG بنز کلاس SL کروک نمیباشد ولی دیگر کیت های اون کروک هستند اما اینکه چرا مرسدس بنز برای بنز AMG مدل کروکی انتخاب نکرده جای سوال است .

موتور : 12 سیلندر 6200 سی سی با قدرت 670 اسب بخار

گیربکس : 5 دنده اتوماتیک

شتاب صفر تا صد : 3.8 ثانیه

حداکثر سرعت : 320 کیلومتر در ساعت

قیمت : 198.000$

  نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 11:42  توسط امیر محمد  | 

        


ب ام و به تازگی نسخه کوپه و کروک خودروی جدید m6 مدل 2013 را رونمایی کرد.
قرار است نسخه کوپه این خودرو در نمایشگاه اتومبیل ژنو 2012 و نسخه کروک آن در نمایشگاه اتومبیل نیویورک 2012 در معرض دید بازدید کنندگان قرار بگیرد .
ب ام و وm6جدید که دارای یک موتور 56 اسب بخار، هشت سیلندر به ظرفیت 404 لیتر می باشد ، می تواند ظرف مدت 402 ثانیه به سرعت صد کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند . همچنین بیشینه سرعت این خودرو 189 مایل بر ساعت می باشد ولی این سرعت در نسخه های استاندارد به 155 مایل بر ساعت محدود شده است .
مصرف سوخت m6 جدید 9.9 لیتر در صد کیلومتر می باشد . و میزان آلایندگی کربن دی اکسید کربن آن طبق استانداردهای یورو پنج به 3.23 گرم بر کیلومتر است
بی ام وه M3 کوپه !

بی ام وه M3 جدید با رنگ نقره ای یخی نمادی از ذوق و هنر بی ام وه است که تولید این خودرو از سال 1972 آغاز شده و اکنون پس از گذشت 40 سال ما شاهد یکی از خودروهای زیبا و دوست داشتنی هستیم .

M3 جدید در واقع ادامه دهنده راه همان نسل قبلی M3 است اما با ظاهری بسیار زیبا و جنگنده که زیبایی اون بی شک به خاطر بی ام وه بودن آن است . صدای اگزوز بی ام وه M3 بسیار زیبا است به طوری که اگر در کنار شما گاز بخورد فکر میکنید که یک جت جنگی داره از کنارتون رد میشه .

موتور 8 سیلندر . 3999 سی سی . با قدرت 414 اسب بخار . 7 دنده اتوماتیک . شتاب صفر تا 100 4.5 ثانیه . حداکثر سرعت 320 کیلومتر در ساعت . قیمت در کشور آلمان 81.000$



  نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 11:39  توسط امیر محمد  | 
از اواخر دهه 80 و اوایل دهه نود با هجوم سایر خودروسازان به بازار آمریکا و آمریکای شمالی، خودروسازان آمریکایی مثل جنرال موتورز و یا فورد گویی که دست و پای خود را گم کرده باشند، به سرعت بازار را به آلمانها و ژاپنی ها واگذار می کردند. ظاهرا یانکی ها تمایل بیشتری به خودروهای کم مصرف ژاپنی و یا خودروهای زیبای آلمانی نشان می دادند. اما واقعیت چیز دیگری بود و آن هم دور شدن خودروسازان آمریکایی از اصالت خود بود.
در همان دوره (مثل همیشه) در آمریکا کلوپ خودروهای 8 سیلندر تقویت شده و کلاسیک وجود داشت و آمریکایی ها عاشقانه خودروهای دهه های پیشین خود را دوست می داشتند و این امر ثابت می کند که هیچگاه این خودروها فراموش نشده بودند بلکه این خودروسازان بودند که دیگر جوابی برای عطش این عاشقان نداشتند. بازار به سرعت به ژاپنی ها واگذار شد و خودروهایی مثل تویوتا (لکسوس)، هوندا (آکورا)، نیسان (اینفینیتی) و ... به سرعت با فروش بالا پیشرفت کردند.
آمریکایی ها با هدف باز پس گرفتن بازار، شروع به طراحی خودروهایی شبیه به خودروهایی ژاپنی و اروپایی گرفتند که ظاهرا نتیجه ی زیاد خوبی در بر نداشت و فروش خودروهای خارجی به سرعت در حال افزایش بود.
اما هم اکنون چند سالیست که آمریکایی ها قصد بازگشت به دوران طلایی خودروسازی خود را دارند. طراحی خودروهایی مثل دوج مگنوم (Magnum)، جمس گرافیت (Graphyte)، شورلت اورلندو (Orlando) و ... گواهی بر این واقعیت است. خودروسازی که شاید بیشتر از همه تمایل به زنده کردن نام خودروهای کلاسیک خود (با طراحی خودروهای مدرن اما با نگاه به گذشته) را دارد، دوج (Dodge) است. دوج در سال 2006 در نمایشگاه شیگاگو خودرویی را معرفی کرد که توجه بسیاری از دوستداران خودرو های کلاسیک آمریکایی را به خود جلب کرد. دوج چلنجر کانسپت، یاد آور چلنجر دوست داشتنی 1970 بود. برایان نیلندر (Brian Nielander) مدیر طراحی بدنه و کابین چلنجر، در مورد شباهتهای چلنجر کانسپت 2006 و چلنجر 2008 با چلنجر اولیه (1970-1974) می گوید:" ما با ارائه مدل کانسپت، قصد داشتیم اشاره ای به مدل کلاسیک داشته و چلنجر جدید خود را معرفی کنیم. ما سعی کردیم خودرویی کاملا مدرن را ارائه دهیم اما به طرح اصلی وفادار بمانیم."
چیزی که مسلم است، دوج از همان اول با ارائه مدل کانسپت، قصد معرفی چلنجر جدید را داشته و بطور قطع تصمیم تولید آن را داشته است. یکی از تفاوتهای کانسپت 2006 با 2008 بزرگتر شدن مدل 2008 است و دلیل آن هم استفاده از پلت فرم LX است که در خودروهایی مثل کرایسلر 300C و دوج چارجر (Charger) استفاده شده است.
تفاوتهای ظاهری بسیار ناچیز است. در مدل کانسپت، جلو پنجره با یک خط در وسط به دو نیم تقسیم شده اما در مدل 2008 درست شبیه مدل 1970 بصورت یکپارچه طراحی شده است. یکی دیگر از تفاوتها، چراغهای یکپارچه عقب در مدل کانسپت است که در مدل 2008 با تغییر شکل ظاهری به سه قسمت تقسیم شده است.
یکی دیگر از تغییرات، در باک است که به صورت دایره ای با روکش کروم طراحی شده و در وسط آن کلمه Fuel (به معنای سوخت) نوشته شده است.
خطوط جانبی عینا از مدل کلاسیک گرفته شده که در انتهای خودرو و قبل گلگیر عقب رو به بالا رفته و حالتی عضلانی را برای آن به ارمغان آورده است. شکل چراغهای جلو نیز بصورت دو جفت دایره باقی مانده و با پنهان شدن قسمتی بالایی چراغهای جلو در پشت قسمت پایین آمده کاپوت، حالتی عصبانی ولی جذاب را به چلنجر می دهد. کاپوت جلو نیز با طراحی خطوطی بسیار زیبا و از جنس فیبر کربن ساخته شده است. یکی از موارد مثبت استفاده از پلت فرم LX، در کابین نمود پیدا کرده است. استفاده از این پلت فرم باعث شده که امکان قرار دادن پنج صندلی برای این خودروی کوپه فراهم آید که یکی از امتیازات آن محسوب می شود.
یکی دیگر از شباهتها به مدل اصلی استفاده از پیشرانه قدرتمندی است به نام HEMI که قبلا در کرایسلر 300C و دوج چارجر استفاده شده است. این پیشرانه 425 اسب بخار توان و 420 پوند فیت گشتاور را از 6.1 لیتر حجم خود بیرون می کشد. این پیشرانه ویژگی های برجسته ای را برای چلنجر به ارمغان آورده است. چلنجر در 5 ثانیه سرعت خود را به 100 کیلومتر در ساعت رشانده و می تواند در کمتر 11 ثانیه پس از آن سرعت خود را به صفر برساند (0-100-0). همچنین چلنجر مسافت 400 متر را در 14 ثانیه پیشموده و مسافت توقف آن نیز از سرعت 100 کیلومتر 100 فیت است. چلنجر همچنین قابلیت تحمل حداکثر 0.88 جی شتاب جانبی را دارد.
چلنجر با قیمت 37.995 دلار از بهار سال 2008 در نمایشگاهای دوج در اختیار مشتریان قرار گرفته است. این خودرو در یکی از ایالات مرکزی کانادا (Ontario) ساخته می شود.





  نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 22:38  توسط امیر محمد  | 

سری جدید محصولات شرکت خودروسازی ولوو موسوم به S60  که نمونه ارتقا یافته آن است بزودی در اختیار مشتریان این خودرو قرار می گیرد . در واقع در ابتدا 10 سال پیش سزی نخست از این مدل وارد بازار شد که مورد استقبال مردم قرار گرفت . از لحاظ فنی این خودرو روی پلتفرم S80 به طوری که اندازه خودرو 3/2 اینچ از نمونه S80 بزرگ است . S60 دارای سه لیتر حجم موتور ، شش سیلندر و موتوری پر قدرت است . این خودرو دارای قابلیت های زیادی از نظر ایمنی بوده به گونه ای که به تازگی تست های متععدی از تست های ایمنی را پشت سر گذاشته و می توان گفت راننده و سر نشینان s60 در تصادفات جاده ای به هیچ وجه آسیب جدی نخواهد دید .طراحان s60  در طراحی این خودرو رقابت تنگاتنگی با محصولات شرکت پوروشه و شورولت داشتند . از سوی دیگر طراحان s60 درصدد طراحی خودرویی بودند تا در تمام موقعیت ها بتواند ایمنی راننده و سرنشینان آن را را تضمین کند و به همین دلیل توان موتور آن 300 اسب بخار است . این در حالی است که کیفیت قطعات به کار رفته در s60 همانند آئودی A4 و برخی دیگر نظیر بی ام و است و از لحاظ سرعت نیز  قابلیت مسابقه با پوروشه رادارد. قیمت پایه برای این خودرو 37 هزار و 700 دلار تعیین شده است. سیستم ترمز این خودرو به قدری پیشرفته است که می تواند بدون عکس العمل راننده اگر فردی در 31 اینچی خودرو قرار گیرد به طور خودکار از حرکت بایستد.در هر صورت جوانان زیادی در نمایشگاه پاریس هنگام عرضه این خودرو به آن علاقه مند شدند زیرا s60 به نوعی خودرو صندق دار اسپورت محسوب می شود.

 

http://top-speed.persiangig.com/image/Volvo_S60_Sedan_2011.jpg

http://top-speed.persiangig.com/image/Volvo_S60_Concept_2009_Interior.jpg

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 22:31  توسط امیر محمد  | 

خودرویی که از بیابان به شهر آمد

جنرال موتور از ابتدا خودروهایی نظامی برای ارتش آمریکا تولید می نمود کمی بعد این محصول بوی تجارت به خود گرفت و بر پایه همین اتومبیل های جنگی ، نمونه غیر نظامی آن را با نام هامر H1 تولید نمود این محصول بسیار بزرگ در خیابانها جایی نداشت و جایش در بیابانها بود و از سویی هم به خاطر طرح زیبا و جالبی که داشت تقاضای آمریکایی ها برای این محصول بزرگ افزایش یافت همین شد که جنرال موتورزی ها به فکر طراحی و ساخت خودرویی با همین نام و ظاهر اما شهری افتادند تا جوابگوی تقاضای آمریکائیها باشند . همان H1 این بار کوچک تر شد و به دست مشتریان رسید . خودرویی که هم شهری بود و هم WD4 بودن و ارتفاع خاصی که تا سطح زمین داشت مناسب بیابان و آفرود بود همین روند ادادمه داشت تا اینکه سال 2003 برای نخستین بار نام H2  در لیست محصولات GM قرار گرفت . بله هامر خودرویی جدید متولد کرد که سرو صدایی به پا کرد و از مشخصه های بارز این اتومبیل نسبت به مدل قبلی ، افزایش ارتفاع این خودرو و شهری شدن آن بود 


مدل های هامر

هامر – اچ 3 – آلفا – 2008  (8 Hummer  H3 Alpha 200 )

http://top-speed.persiangig.com/image/Hummer_H1_and_Hummer_H3.jpg

کوچکترین عضو شرکت هامر (Hummer ) که از زیر مجموعه های کمپانی جی ام سی (GMC) آمریکا به شمار می رود در سال 2006 یا به عرصه بازارهای جهانی گذارد . این خودرو در گروه خودروهای شاسی بلند متوسط ( Midsizesuv) قرار دارد . اچ 3 (H3) در پلت فرم جی ام تی 355 ( GMT355platform) قرار دارد که با شورولت – کلورادو (Chevrolet Colorado) و جی ام سی - کنیون (CMC canyon) مشترک است . مسئولین شرکت خودروسازی هامر (Hummer ) تصمیم بر این گرفتند مدلی از اچ 3 (H3) را با کارایی ، راحتی و ایمنی بالاتر عرضه نمایند که نام آن را هامر- اچ 3 – آلفا ( Hammer H3 alpha ) نهادند. از رقبای اصلی این خودرو می توان به جیپ – لیبرتی ( jeep liberty ) و پونتیاک – تورنت ( Pontiac torent ) اشاره کرد . پیشرانه نصب شده در هامر – اچ 3- آلفا (Hammer H3 alpha ) هشت سیلندر بوده به حجم 5/3 لیتر که قادر به تولید 295 اسب بخار نیرو می باشد .

هامر –  اچ 2 -2006 (Hammer H2 – 2006)

http://top-speed.persiangig.com/image/Hummer_H3x_2007.jpg

هامر – اچ 2 (  Huammer H2 ) نیز همانند دیگر محصولات این کمپانی شاسی بلند (suv) و در دو نوع وانت دو کابین (Pickup   ) و واگن (Wagon) تولید می شود که بیشتر مصارف شهری دارد . از یک موتور 6 لیتری 8 سیلندر (V) شکل استفاده می کند که توان تولیدی 325 اسب بخار را دارد و نیروی موتور به هر چهار چرخ منتقل می شود .

هامر –  اچ 3 -2006 (Hammer H3– 2006)

http://top-speed.persiangig.com/image/Hummer_HX_Concept_%28Hummerhx%29%2C_2008.jpg

این مدل هامر از کوچکترین محصول تولیدی این کمپانی است که از یک موتور 3/5 لیتری 5 سیلندر خطی (Line) استفاده کرده که می تواند حداکثر 220 اسب بخار نیرو را به چهار چرخ انتقال دهد .

هامر –  اچ1 -2006 Hummer H1) – 2006)

http://top-speed.persiangig.com/image/Hummer_H2_Limousine%2C_Limo_Interior.jpg

این خودرو در طبقه بندی شکل ظاهری جزو گروه شاسی بلند (suv) قرار دارد و مخصوص عبور از مناطق صعب العبور طراحی شده است . هامر – H1 در بسیاری از ارتش های جهان مورد استفاده قرار می گیرد و کمتر می توان آن را داخل شهر مشاهده کرد . از موتوری 8 سیلندر (V) شکل به حجم 6/6 لیتر و قدرت در ان به چهار چرخ است . .

H2 خودرویی است که کاملاً قابل استفاده است ، یکی آنکه شما در خودرو با سایر سرنشینان به راحتی  می توانید گفتگو کنید .

موتور 6 لیتری 8 سیلندر جای موتور بزرگ دیزلی را گرفته است و در جلو و زیر درپوش قرار گرفته و مانند H1 نیست که موتور بین سرنشینان قرار گرفته باشد بنابراین فضای بیشتری با قابلیت استفاده درون خودرو دارید .

H2 خودرویی با ظرفیت 5 سرنشین واقعی است (6 سرنشین اگر صندلی ردیف سوم انتخاب شود) در حالی که H1 برای 4 سرنشین مناسب است و این سرنشینان راحت بوده و مانند H1 از لحاظ جا مقید نیستند . در بین صندلی ها مکان بار و اسباب با ظرفیت 40 فیت مکعب وجود دارد . اما مقدار زیادی از این فضا به وسیله چرخ زاپاس اشغال شده است ( زاپاس علت این مسئله است که چرا شما فقط می توانید یک نفر در ردیف سوم صندلی ها بگنجانید )

مطمئناً H2 شهرت خود را به خاطر کیفیت بالای رانندگی به دست آورده است . شما می توانید به بزرگراه رفته و رانندگی نرمی داشته باشید که این همان چیزی است که شما در بزرگراه می خواهید . اما H2 خودرویی است که قابلیت های آفرودی بسیاری دارد .

در کل هامر می تواند از شیب 60 درجه صعود کند و می تواند با شیب های جانبی 40 درجه کنار بیایید که علت آن وزن تقریباً کم و پهنای زیاد آن است . زاویه ورود به شیب آن حدود 41-40 درجه و خروج آن    6/39-38  است . این اعداد برای رانندگی در خارج از جاده خیلی مهم هستند .

همچنین H2 دارای تایرهای 17 اینچ عادی همه جاده رو هستند سرعتر از چرخهای 20 اینچی ها مر H1 .

چنانچه شما از وسیله نقلیه ای با این اندازه انتظار دارید مصرف سوخت تا حدودی بالاست در حدود مایل به ازای هر گالون اما هنوز بیشتر از H1  است .

زمانی مهیج بود که ما توانستیم 32 گالون به باک آن بنزین بزنیم .

هامر H2 برای همه کس نیست ولی برای بسیاری از افراد خودروی خوبی است .

مشخصات:

موتور: 6لیتری 8سیلندر با سر سیلندر آلومینیومی و2سوپاپ برای هر سیلندر

قدرت: 316 اسب بخار در5200 دور در دقیقه

تورک:360 پوند فیت در4000 دور در دقیقه

سوخت پیشنهادی: بدون سرب

گیربکس: 4 ساعته اتوماتیک با کنترل الکترونیکی و قفل دیفرانسیل مرکزی و عقبی با چهار چرخ متحرک دائم

 ابعاد تایر : R17/70/315

طول : 8/189 اینچ

وزن کلی خودرو : 6400 پوند

ظرفیت باک : 32 گالون

ظرفیت یدک کش : 7000 پوند

هامر : خودرویی دروست داشتنی

http://top-speed.persiangig.com/image/Hummer_H3T_Concept_Truck%2C_2003.jpg

در نظر سنجی هایی که انجام شده هامر نسبت به اتومبیل هایی که همکلاس خودش نظیر Acura MDX و تویونا لندکروز V8 طرفداران بیشتری داشته است چون به عنوان خودرویی با قابلیت های فوق العاده آفرود و آنرود شناخته شده است در عین حال دارای طراحی پویا و نوین و قیمت خیلی پایین تری نسبت به آنهاست . هامر الگویی برای تولید مرسدس بنز M Class بوده و اگر شما به شاسی این مرسدس و نکاتی که در ایمنی این خودرو لحاظ گردیده ، توجه کنید به این نکته پی می برید .

مشخصات طراحی هامر

اگر بخواهیم از طرح ظاهری این خودرو سخن بگوئیم باید ابتدا به این نکته اشاره شود که طرح اصلی آن از مدل H1  اقتباس شده است و از زیبایی های آن بدنه ای کاملاً مکعبی شکلش است . هامر H2 بسیار کاملتر از لحاظ طراحی نسبت به H1  می باشد و این کامل بودن را می شود در نوین و هدفمند بودن طراحی آن خلاصه کرد توازن و هماهنگی در قسمت های مختلف بدنه این خودرو موج می زند البته و صد البته که خودرویی است که به نظر ساده می آید اما این خود قشنگ است که با همین طراحی همه را در خیابان به دنبال خود می کشاند .

از قسمت جلوی این اتومبیل شروع می کنیم پیش رادیاتوری کروم  با 7 ورودی هوا و 6 خط که روی هر کدام ازآنها یکی از حروف نام این خودرو حک شده است و در کنار ان چراغهای گرد و کریستالی و در کنار آن راهنمای این خودرو است کمی پایین تر می آییم به ورودی هوایی دیگر می رسیم که در نار آن مه شکن های کوچک و زیبای هامر هستند و در زیر ان یک پنلی است که دو قلاب بکسل را در خود گنجانده و این پنل به رنگ نقره ای با رنگ مشکی به زیبایی تناسب برقرار کرده و نوشته گره خورده  H2 زیر آن طوری است که هر کسی از جلو به این خودرو بنگرد این لوگو به چشم او می افتد لوگویی که در جای جای این این اتومبیل آن را می بینیم .

روی در موتور این خودرو یک هواکش عرضی مشکی رنگ نظر شما را جلب می کند و چون در موتور سنگین است در کنار ان دستگیره هایی تعبیه شده تا در موتور به یک بست پلاستیکی تسمه مانند گلگیر جلوی این اتومبیل وصل شده که این خود ، نمایی بسیار زیبا به این اتومبیل بخشیده است .

به نمای جانبی این خودرو که می رسیم پنجره های کوتاه نسبت به ارتفاع بلند این خودرو کمی جلب توجه    می کند آیینه های جانبی از طرحی فوق العاده برخوردارند و دارای گرمکن هستند و تنظیم برقی می باشند این آیینه ها به روکش کروم مزین شده اند . دستگیره های در اتومبیل کشیده و طبق معمول اینها هم از کروم هستند پایین درها که لوله های مشکی رنگی می بینید که این خود هم برای آسان تر سوار شدن سرنشینان و هم جهت دسترسی آسان به سقف جهت دسترسی به باربند این خودروی غول پیکر می باشد .

قسمت عقب این اتومبیل بسیار ساده است که نسبت به قسمت جلو خالی از هیجان می باشد چراغهای ساده و چهارگوش و تمامی قطعات بکار رفته همه و همه ساده و با خطوط شکسته بکار رفته اند . زاپاس این اتومبیل هم در وسط در صندوق روی یک زاپاس بند بسیار مقاوم قرار گرفته است که کاور مشکی رنگ که روی آن    می بینید بسیار نمای قسمت عقب این اتومبیل را زیبا کرده است .

روی گلگیر سمت چپ در قسمت عقب هامر در باک قرار دارد  که به شکل دایره و به رنگ مشکی مات می باشد در کل می شود گفت که اکثر قطعات این خودرو مشکی مات هستند که این خود مبحث تضاد رنگها در این خودرو را تقویت می کند .

از دیگر نکاتی که باید در طراحی این خودرو بدان اشاره کرد همان لاستیکهای بزرگ و حجیم این خودرو است که در ارتفاع بلند این خودرو نقش بسزایی را ایفا می کنند این لاستیکها رینگ 17 اینچی هامر که 10 پره آلومینیوم و کروم که پهنای 5/8 اینچ است را فرا گرفته اند این لاستیکهای زیبا که مخصوص آفرود است ساخت کمپانی BF-GOODRICH آمریکا است که از قدیم الایام نامش بر سر زبانها جاری بوده است .

از دیگر نکاتی که باید آنرا ذکر نمود کیفیت رنگ بدنه و قطعات این خودرو است که با وجود اینکه این خودرو مدل 2003 میلادی است هیچگونه تغییر و کاهش کیفیت در آن دیده نمی شود طوری که که عکس شما هنوز هم در آن پیداست البته رنگ زرد این خودرو هم از نکاتی است که این خودرورا به شدت زیبا کرده و این رنگ طوری است که جهت تسریع در شستشوی این اتومبیل ساخته و این هم در خور توجه است .

دوست داریم به داخل این خودرو برویم در خودرو را بازمی کنیم ارتفاع کوتاه سقف در خور توجه و جالب است طراحی داخل بسیار زیبا و کاملاً دارای خودروهای کلاسیک است و این از اصالت GM  حکم می کند تمامی تجهیزاتی که در داخل کابین خودرو بکار رفته از چرم و پلاستیک بوده و واقعاً کابین زیبایی است چون حس بالا رفتن از تپه های شنی را در شما بیدار می کند و یک کابین کاملاً آفرودی می باشد البته با دیدن این خودرو نباید توقع داخلی لوکس را داشت چون از ظاهر این خودرو همه چیز هویدا است . داخل H2 به رنگ طوسی طراحی شده است که آنچنان گیرا نیست و در نسل بعد بسیار زیباتر شد داشتبرد این خودرو کاملاً ساده و از جنس پلاستیک است که دریچه های کولر آن دایره و برآمده هستند در قسمت شاگرد که دستگیره ای روی آن می بینید که دور آنرا پوشش چرم فرا گرفته و روی داشتبرد نوشته ایربگ را می بینیم و درمقابل ان هم سوئیچی برای غیر فعال کردن آن وجود دارد پنل مرکزی پر از دکمه هایی است که هر کس را سردرگم می کند

از دیگر امکانات تغییر وضعیت انتقال قدرت از WD4 به دیفرانسیل جلو است ، این اتومبیل دارای گرمکن و خنک کن صندلی در پشتی و هم در قسمت زیرین بوده که جالب توجه اینجاست که پشتی آن بسیار گرمتر است و صندلی این خودرو حالت های مختلفی دارد تا بالاخره وضعیت راننده و فرمان و دیدش را مچ کند و این تنظیم در حافظه ذخیره می شود شیشه عقب هم که مجهز به گرمکن است با دکمه بالا و پایین می رود و این اتومبیل جهت صحبت کردن با موبایل دارای بلوتوث هم است  اینها امکاناتی هستند که برای این خودرو کم نیستند و این خودرو را به سمت ایده آل بالا برند .

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 22:29  توسط امیر محمد  | 
اما خودروي امروز مطلبي درباره ي يك استوره است كه از سال ۱۹۶۷ توليد ميشه . بله درست حدس زديد ! فورد موستانگ ۲۰۰۷ كوپه .

اين ماشين در انواع ۶ و ۸ سيلندر توليد ميشه ؛ كه من مدل ۶ سيلندر رو براي بررسي انتخاب كردم . حتي مدل ۶ سيلندر هم در ۳ مدل : كانورتيبل ؛ كوپه پرميوم و كوپه جي تي عرضه ميشه . (منتظر نظرات شما هستم).

2007 Ford Mustang V6 Premium Coupe 3/4 Front Driver Side of the Vehicle

طراحي خارجي:

وقتي بحث جايگزيني اين خودرو با مدل قديمي تر مطرح شد ؛ تقريبا همه بر طرحي سنتي اتفاق داشتند . طرحي كه بر مبناي مدل قديمي و رويايي موستانگ باشد . اين طرح با زيبايي هر چه تمام تر طراحي شد تا منعكس كننده ي طرح سنتي خود و اصالتي كه دارد به همراه تكنولوژي روز مهندسان ديتروت باشد!

طرح چراغ هاي گرد اين خودرو همانند مدل ۱۹۶۷ طراحي شده  و در قاب خميده ي خود خشن و اسپرت جلوه ميكند.

طرح رينگ هاي اسپرت اين خودرو هم به خودي خود زيباست . البته اين فورد در انواع مدل هاي گوناگون عرضه ميشود كه از مدل ۱۷۰۰۰ دلاري آغاز و تا مدل ۱۷۰۰۰۰۰ دلاري ادامه دارد! كه همگي تقريبا از يك نوع اتاق بهره ميگيرند .

2007 Ford Mustang V6 Premium Coupe 3/4 Rear Passenger Side

طرح چراغ هلي عقب اين خودرو هم بي شباهت به لامبورگيني نيست . البته مدل ۶ سيلندر از ظاهر معمولي تري نسبت به مدل ۸ سيلندر برخوردار است .

طراحي داخلي:2007 Ford Mustang V6 Premium Coupe Center 1/3 of Dash

طراحي داخلي اين خودرو علاوه بر طرح اسپرت (آلومينيومي) در مدل عادي (سياه) نيز عرضه ميشود . البته مدل مورد آزمايش از طرح اسپرت برخوردار است و علاوه بر طرح كلاسيك خود بسيار اسپرتي تر جلوه ميكند .

طرح نشان دهنده ها نيز واقعا زيبا طراحي شده و به همراه داشبورد آلومينيومي خود زيباتر است . كيفيت كليدهاي پلاستيكي اين خودرو نيز براي يك اتومبيل ۱۷۰۰۰ دلاري كاملا مناسب است .

شما در اين خودرو اصلا احساس نميكنيد كه در يك خودروي ۱۷ - ۱۸ هزار دلاري نشسته ايد و اگر موتور ۶ سيلندر را به اين كابين زيبا اضافه كنيد تازه ميفهميد كه قيمت اين خودرو چقدر ارزان است . طرح دسته دنده نيز كاملا مانند اهرم هواپيما طراحي شده و جذاب نشان ميدهد .

اما طراحان براي كاستن از هزينه هاي توليد ترمز اي بي اس را به طور استاندارد ب روي اين خودرو نصب نميكنند! البته اين سيستم به صورت سفارشي وجود دارد ولي عدم وجود استاندارد اين سيستم در يك خودروي ۶ سيلندر واقعا عجيب است .

موتور و گيربكس: 2007 Ford Mustang V6 Premium Coupe Engine Compartment

اين خودرو از يك موتور ۶ سيلندر وي شكل به حجم ۴ ليتر كه ميتواند ۲۱۰ اسب بخار نيرو توليد كند را در اختيار دارد . حداكثر گشتاور اين موتور هم ۳۵۰ پاوند بر فوت در ۳۵۰۰ دور در دقيقه است .

قدرت اين موتور براي اين خودرو كاملا كافي بوده و اين خودرو از شتاب مناسبي برخوردار است . البته اين خودرو يك خودروي ۲+۲ است و حتي با وجود سرنشينان عقب هم كم نخواهد آورد .

البته نبايد اين نكته را تكذيب كرد كه قدرت موتور نسبت به حجم موتور كم است .

 

البته نصب گيربكس ۵ دنده دستي بر روي خودروي ۱۸۰۰۰ دلاري امري عادي است ولي اگر سازنده از گيربكس ۶ سرعته استفاده ميكرد قطعا در قابليت هاي موستانگ بي تاثير نيست .

پايان سخن: 2007 Ford Mustang V6 Premium Coupe Head on Front

در پايان بايد گفت كه علت اين كه نشان اسب به جاي علامت فورد بر روي اين خودرو است آن است كه اين خودرويي متمايز از مدل هاي عادي فورد است !

اما آيا بايد ديد فورد موستانگ و شورلت كوروت كه هر دو از نام هاي قديمي هستند و در اين بازار حضور دارند (فروش موستانگ ۱۶۰۰۰۰ دستگاه در سال ۲۰۰۵) آيا از پس شورلت كامارو و دوج چلنجر كه قرار است در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ وارد بازار شوند موفق خواهند بود؟

2007 Ford Mustang V6 Premium Coupe Trunk Interior/Cargo Area

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 14:31  توسط امیر محمد  | 

2010 Cadillac SRX Front Three Quarter


 


کادیلاک که روزی سمبل خودروهای لوکس آمریکا محسوب می شود به مدت دو دهه در جا زد تا سایر خودروسازان اروپایی و آسیایی جایگاهی را که با زحمت و تلاش به دست آورده بود از او بگیرند . اما دیگر دوره ی شکست و ضعف کادیلاک به پایان رسیده است . اگرچه بحران جهانی تاثیر خود را بر روی خودروسازان آمریکایی گذاشته ولی هنوز هم شاهد پابرجا ماندن و نفس کشیدن کادیلاک هستیم .


 


طراحی خارجی :


 


جدیدترین خودرویی که این شرکت مستقیما برای رقابت با لکسس RX350 ( مطلب مربوط به نسل جدید این خودرو را در همین وبلاگ بخوانید ) کراس اوور SRX است .


خطوط تیز روی بدنه ; جلوپنجره ی خاص کادیلاک ; چراغ های عمودی شکل و ارتفاع بلند خط کمر ( خط جدا کننده ی شیشه ی بغل از درها ) همگی عناصری هستند که SRX را آمیزه ای از سنت و تجدد نموده است . نمادهای خاص کادیلاک در جای جای بدنه به چشم می خورد و در شکل چراغ ها و جلوپنجره بیشتر از هر جای دیگر .


حالت V شکل دماغه ی جلو و برجستگی های دو طرف کاپوت به سبک خود کادیلاک صورت گرفته است و تیزی آن بیش از هر خودروی دیگری است . به طور مثال شما در مزدا 3 جدید یا نسل جدید رنو مگان همین برآمدگی ها و برجستگی ها را نرم تر و عضلانی تر می بینید ولی در SRX همه چیز تیز و خشن است .  البته حالت آیرودینامیک تر خودرو موجب شده تا ضریب مقاومت در برابر نیروی باد از 40/0 به 36/0 برسد .


 


2010 Cadillac SRX Rear


 


در نمای عقب شیب صندوق و شیشه ها بسیار زیاد است . حالت V شکل در این جا نیز به چشم می خورد . به محل قرارگیری چراغ ها نگاه کنید که چطور در میان سه خط محصور شده اند ; خطی که از درب جلو با قوسی نسبتا تند آغاز می شود و بر روی چراغ نیز اثر می گذارد ; خطی نسبتا ملایم که بر روی درب بزرگ عقب قرار دارد و  خطی تند و تیز که فرم DLO ( قطعه ای فلزی که در اطراف شیشه های جانبی کشیده شده است ) را شکل می دهد و آن را شکسته می نماید .


خروجی ها اگزوز و رینگ های آپشن 20 اینچی هم مواردی هستند که به ارتقای جلوه ی بصری SRX کمک قابل توجهی کرده اند .


 


طراحی داخلی :


2010 Cadillac SRX Interior


 


اگر بیرون این خودرو را خیلی نمی پسندید عجله نکنید ! حتما به داخل آن نیز نگاهی بکنید مطمئنا نظرتان درباره ی این خودرو عوض خواهد شد !


خطوطی متحرک و جاندار به سان امواج دریا در سراسر اتاق  در جریانند . شکل کنسول وسط و قوس خاص دسته دنده ; خطوط روی داشبورد و فرم دریچه های کولر یک طرف و هماهنگی فوق العاده بین رنگ های آبی - قهوه ای - نوک مدادی و نقره ای در طرف دیگر .


مطمئنا شکل بدیع و جذاب دریچه های کولر که مزین به رنگ نقره ای هستند در کنار  وقار و اصالت فرمان تضاد بصری جالبی را به وجود می آورد .  کیفیت بالای دکمه ها و کلیدهای گردان در کنار نور ملایم آبی رنگی که از نمایشگر بالا سرشان خارج می شود جذابیت های این کابین را دو چندان می کند .


دو عدد مانیتوری که برای سرگرمی سرنشینان عقب در نظر گرفته شده به همراه سیستم صوتی با قابلیت پخش MP3 از جمله تجهیزات رفاهی کادیلاک به شمار می روند .


شاید جالب باشد بدانید که فضای مفید برای سرنشینان در داخل این اتاق 269 لیتر نسبت به مدل قبلی کاهش پیدا کرده است ! یعنی سرنشینان جلو حدود 5/2 سانتی متر و سرنشینان عقب 12 سانتی متر فضای کمتری در اختیار دارند که این اتفاق به دلیل کاهش طول کلی خودرو و فاصله ی بین دو محور رخ داده است .


در کل کابین این آمریکایی لوکس بسیار گران قیمت و شیک به نظر می رسد تا حدی که می توان آن را با اتاق های هتل های گران قیمت مقایسه نمود !


 


ویژگی های فنی :


2010 Cadillac SRX Cutaway


 


برای این خودرو دو موتور 6 سیلندر در نظر گرفته شده است . اولی با دارا بودن سه لیتر حجم توانایی تولید 260 اسب بخار قدرت و 221 پوند فوت گشتاور را داراست . دومی نیز با مجهز به توربوشارژر و داشتن حجمی برابر 8/2 لیتر می تواند 300 اسب بخار قدرت تولید نماید .


حداکثر گشتاور این موتور که از ساب و اپل به عاریت گرفته شده است 295 پوندفوت می باشد .


موتور 3 لیتری به سیستم زمان بندی متغیر سوپاپ ها مجهز است و می تواند از سوخت E85 که مخلوطی از بنزین و اتانول است نیز استفاده کند ولی موتور دیگر از سیستم تزریق سوخت به ورودی های هوا سود می برد و تنها با بنزین سوپر کار می کند .


هر دو موتور با گیربکس شش سرعته ی اتوماتیک که به " پدل شیفت " نیز مجهز می باشند عرضه می شوند که میزان مصرف سوخت را بین 10 تا 15 درصد کاهش می دهد .


توان یدک کشی SRX با موتور 3 لیتری 1130 کیلوگرم و با موتور 8/2 لیتری 1600 کیلوگرم است .


 


پایان سخن :


مطمئنا رقابت این کراس اوور زیبا و پیشرفته با لکسس جالب خواهد بود . مخصوصا وقتی که گونه ی هیبریدی این خودرو عرضه شود تا با مدل RX400h لکسس به نبرد برخیزد ! .


  نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 14:27  توسط امیر محمد  | 
 

2010 Chevrolet Camaro







در حالی  شرکت شورلت تصاویر رسمی شورلت کاماروی جدید را منتشر کرد که مدت ها قبل گونه ی کانسپت این خودرو چه به صورت کوپه و چه کانورتیبل مورد آزمایش اصحاب رسانه قرار گرفته بود و اخیرا نیز تصاویر جاسوسی زیادی از این خودرو بر روی سایت های مختلف قرار داشت .


به نظر میرسد که رقابت بین خودروهای عضلانی ( Muscle car ) در حال تکمیل شدن است و اینک فورد موستانگ - دوج چلنجر و شورلت کامارو پس از گذشت سه دهه به رقابت می پردازند .  سه خودرویی که کارخانه های سازنده شان با مشکلات مختلف اقتصادی - زیست محیطی و... دست به گریبان هستند و از آخرین حربه های خود برای زنده ماندن استفاده می کنند .


کامارو در دو سطح تجهیزات عرضه می شود که SS و RS نام دارند .







مدل پایه یا RS از یک موتور 6/3 V6 با سیستم تزریق مستقیم سوخت استفاده می کند . حداکثر توان تولیدی این موتور 300 اسب بخار است که می تواند این میزان قدرت را از طریق یک گیربکس 6 سرعته ی دستی با نام Aisin و یا 6 سرعته ی اتوماتیک با نام 6L50 انتقال دهد .


مدل SS به یک موتور V8 6/2 لیتری مجهز شده که می تواند قدرتی در محدوده ی 395 تا 420 اسب بخار تولید کند .


این گونه به یک گیربکس 6060 شش سرعته ی دستی که از مدل کوروت LS3 به عاریت گرفته شده سود می برد .


این موتور به سیستم مدیریت فعال سوخت مجهز است که در مواقع لزوم چهار سیلندر موتور را از کار می اندازد و به کاهش مصرف سوخت کمک می کند .


مدل LS3 ( که جزئی از مدل SS است ) می تواند حداکثر 420 اسب بخار قدرت و 408 پوندفوت گشتاور تولید کند .  مدل L99 نیز 395 اسب بخار توان و 395 پوندفوت گشتاور ایجاد می کند .


فاصله ی بین دو محور این خودرو برابر 285 سانتیمتر و طول کامارو برابر 481 سانتیمتر است که  از فورد موستانگ طویل تر و از دوج چلنجر کوتاهتر  است .


همانند موستانگ کامارو یک خودروی چهار نفره است ولی چلنجر برای پنج نفر سرنشین طراحی شده است .


کامارو بر روی پلاتفرم بهبود داده شده ی هولدن که " زتا " نام دارد پایه ریزی شده و فنربندی های عقب نیز از نوع مولتی لینک مستقل می باشد .







گونه ی شش سیلندر این خودرو با پکیج FE2 عرضه می شود که شامل کاهش ارتفاع فنرهای جلو به میزان 2/22 میلی متر و فنرهای عقب به اندازه ی 7/21 میلی متر می گردد . میله ی ضد غلطش برای جرخ های عقب نیز عضوی از این پکیج است . این خودرو با رینگ های استاندارد 18 اینچی عرضه می شود در حالی که رینگ های 19 و 20 اینچی نیز آپشن هستند .  تایر پایه نیز از نوع بی اف گودریچ  چهار فصل به ابعاد P245/55R18 است .


پکیج FE3 نیز شامل کاهش ارتفاع فنرهای جلو به میزان 23 میلیمتر و رینگ های 20 اینچی و میله ی ضد غلطش است . تایر در نظر گرفته شده برای این پکیج که از نوع پیرلی پی زیرو میباشد دارای ابعاد 45/245  در جلو و 75/245 در عقب می باشد .


سیستم ترمز مدل RS با SS  نیز متفاوت است به طوریکه مدل پایه باتک پیستون و دیسک ترمز 6/12 اینچی در جلو و 4/12 اینچی در عقب عرضه میشود و مدل SS با چهار پیستون و دیسک های ترمز 14 اینچی در جلو 6/13 اینچی در عقب به فروش می رسد .


شورلت وزن کامارو را به 1700 کیلوگرم رسانده است در حالی که تقسیم وزن به صورت 48/52 بین دو محور جلو و عقب صورت گرفته است .



پایان سخن :






کامارو جزء معدود اتومبیل های آمریکایی است که از نسبت حجم به قدرت مناسبی برخوردار است ( 6/3 لیتر و 300 اسب بخار ) و این امر در کنار ظاهر جذاب و هجومی این خودرو فروش مناسبی را برای آن متصور می سازد .


این خودرو در فصل اول سال 2009 وارد بازار خواهد شد و 10 ماه بعد نیز مدل کانورتیبل به آن اضافه می شود .


  نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 14:25  توسط امیر محمد  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM